تبليغاتX
JavaScript Codes خدایا عاشقان را غم مده
خانهایمیلآرشیوRss
Search

سلام 

موضوع: پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 14:12

(به کلبه تنهایه من خوشامدین)

با عرض سلام شايد باور نكنيد قريب به ۶ سال است با اينترنت كار مي‌كنم ولي اين اولين باري است كه ميخوام بلاگ بنويسم اصلا بلد نيستم چه كار بايد بكنم ولي دوست دارم امتحان كنم ببينم چقدر جواب مي‌گيرم.
با يك بلاگ شخصي شروع مي كنم در حال حاضر زندگي خوبی دارم خدا را شكر بد نيست ولي مانند تمام ايرانيها بيشتر ساعات روز دغدغه هاي زندگي فكرم رو مشغول مي كنه يعني حتي همين الان كه شروع به نوشتن كرده ام هيچ نمي دانم چه موضوعي بنويسم كه ديگران استقبال كنند. از چي بگم از ورزش كه تيم استقلال حذف شد يا پيروزي كه ديگر آن تيم سرخ روزهاي برترش نيست. از خبر خوش انرژي هسته اي كه آينده اين كشور رو رقم مي زنه يا از جنگي كه سالياني است در كشور ما بحث اش راه افتاده از وضعيت ترافيك شهرهاي بزرگ مثل تهران و مشهد يا غم از دست دادن عزيزاني كه ديگر به خاطره ها پيوستند خودتان بهتر مي دانيد از كي صحبت مي كنم... اينها همه و همه در كنار هم تازه وقتي هم فكر سيب زميني كيلويي 700 تومان به يادت مي افته بد از بدتر ديگر دوستانم دوستان قديمي ام نيستند. نمي دانم چرا به هر كدومشون كه زنگ مي زنم همه دنبال كار و زندگي و اصلا وقت براي ديدن هم نداريم. هميشه با خودم ميگم اين دنياي هفتاد رنگ با اون همه آدمهاي جورواجورش خيلي بي معرفته باور كنيد بهترين صفتي كه ميشه واسه اين دنيا آورد همين بي معرفتي روزگار هست.
ميگن بخند تا دنيا بهت بخنده ولي باور كنيد با اين اوضاع دنيا داره به حالمون گريه مي كنه مي ترسم بگم ولي من كه معتقدم ديگر چيزي به پايان دنيا نمونده و كم كم داريم به آخر الزمان نزديك ميشيم. اي كاش غير از اين ساعت رسمي يك ساعت ديگر وجود داشت بطور واقعي و زمان دقيق اون رو اعلام مي كرد. ولي باور كنيد باز هم بودند كساني كه هيچ اعتنايي به آن نداشتند و باز هم سرگرم همون كارهايي بودند كه الان هم هستند.
دلم گرفته و مي دونم هرچي بيشتر بنويسم بيشتر دل شما مهربانان رو ميگيرم باز هم خدا خيرش بده هركي اين بساط رو راه انداخته تا اگر كسي نبود آدم براش حرف بزنه بتونه بنويسه به اين اميد كه شايد كسي بخونه و انوقت آروم بشه براي شما كه داري اين مزخبلات منو ميخوني سالي پر از موفقيت و سرشار از شادكامي دارم و اميدوارم در سالي كه پيش روست يكي از بزرگترين آرزوهات برآورده بشه فقط يكي باشه ؟
مواظب خودتان باشين به اميد روزهاي بهتر و پر از شادابي بهروز باشيد و بهزيست. در پناه او

 

اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ، مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد : زندگي كند ، لذّت ببرد

 

یكي بود و يكي نبود، اوني كه بود تو بودي و اوني كه نبود من بودم! يكي داشت و يكي نداشت، اوني كه داشت تو بودي و اوني كه جز تو كسي رو نداشت من بودم! يكي خواست و يكي نخواست، اوني كه خواست تو بودي و اوني كه بي تو بودن رو نخواست من بودم! يكي آورد و يكي نياورد، اوني كه آورد تو بودي و اوني كه جز تو به هيچ كس ايمان نياورد من بودم! يكي برد و يكي باخت، اوني كه برد تو بودي و اوني كه دل به تو باخت من بودم! يكي گفت و يكي نگفت، اوني كه گفت تو بودي و اوني كه دوست دارم رو به جز تو به هيچكس نگفت من بودم! يكي موند و يكي نموند، اوني كه موند تو بودي و اوني كه بدون تو نموند من بودم...

 

<قسمتی از متن شهید دکتر مصطفی چمران( در دهلاویه ) که توجهم و جلب کرد :


ای خدای بزرگ یک چیز بیش از همه بر من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم

و آن درد و غم بود درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت نجوید

جز فداکاری راهی بر نگیرد و جز عشق چیزی از آن ترشح نکند

خدایا عذر می خواهم

از اینکه در مقابل تو می ایستم

و از خود سخن می گویم و خود را

چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند

و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل بحساب آورد

خدایا تو در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی

انیس شبهای تار من شدی ، تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و

کمک کردی ، در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی

نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مسلح نمودی و در میان ابرهای ابهام در مسیری

تاریک و مجهول و و حشتناک مرا هدایت کردی .

 

من نميدونم كي ميخوان اين خانم ها توي اينترنت جرات ارائه عكسهاي واقعي خودشون رو پيدا كنن؟؟ بالاخره اگه قراره پسري با ديدن عكسي جلب شما بشه...اگه اون يه عكس غير واقعي باشه كه نهايتا به ناراحتي و شكست ايشون منجر ميشه!....آخه پسري كه به يه چهره اي جذب شده و احساس مثبتي پيدا كرده...پس فردا كه اومد و شما رو تو كافي شاپ اوني كه هستي ديد و جا خورد..نميمونه كه با هاتون!! و ميزاره ميره..آيا حاظريد اينطوري كسي رو به دام بندازيد با اينكه اون دام رو پاره خواهد كرد و شما رو در تنهايي بدي رها ميكنه!؟!؟!

 

تو برو عزیز من تنهایی یاورم میشه
نه دیگه دوستت دارم محاله باورم بشه
حالا حقته بری یه گوشه ای زار بزنی
از غم نبودنم هی دادو فریاد بزنی
از خدا اینو میخوام همیشه آواره باشی
واسه درمون دلت دنبال راه چاره شی

 

میدونم از کجا بگم از کدوم درد نا گفته !!! نمیدونم اصلا چرا میخوام بگم؟ شاید چون دلم در حال انفجاره!!!
میدونی وقثی همه چی یهو خراب میشه تو هیچ کنترلی از خودت نداری نمیتونی تصمیم بگیری نمیتونی به چیزای خوب نگاه کنی...
حتی بهشون فکر کردن برات سخت میشه
چند روزی بود بهتر بودم و فکر میکردم شاید دوباره دنیا با هام آشتی کرده اما دریغ که این خیالی بیش نبود و الان من در عمیقترین و ژرفترین سیاه چاله ها در حال دست و پا زدن هستم و نمیدونم چکار باید بکنم؟
نمیدونم چه خاکی به سرم بریزم؟!!
ای خدا صدامو میشنوی
یا اونقدر تو دستگاه حکمرانیت غوغا و جنجال هست که صدا به صدا نمی رسه چه برسه که صدای من بهت برسه؟....
یا شایدم خودت رو زدی به نشنیدن؟!! این امکان هم قویه!!! چرا باید به صدای من گوش بدی؟چرا خودتو واسه این کمترین خسته کنی؟
اصلا دیگه نمیخواد بشنوی....نمیخوام بشنوی که اینطوربعدش بی محلیم کنی.....این بی محلی از همه بدتره
حیلی بد....
این مطلب رو به درخواست یکی از دوستان که پیشنهاد داده بودن نوشتم

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

روش عاشق کردن 

موضوع: پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 10:0

روش عاشق كردن

برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازي گرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اينگونه عمل نـمـيكند.
بعضي وقتها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماهها خود را به آب و آتش ميزنيد به عشق او زنـدگي ميكنـيد و حسرت داشتنش را ميكشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آنگونه نيز نميـبـاشـد كه شخصي را برغم خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـكها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اينطور فكر نميكنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.

اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته

(برای خواندن بقیش روی ادامه مطلب کلیک کنید)

نظر یادتون نره

اشك ميريزم، دو چشمم را فدايت ميكنم

در  نگاه خسته ات،دنبال حرفي تازه ام

هر چه مي خواهي بگو ، من هم دعايت مي كنم

خسته اي ،طاقت نداري ،پس رهايت ميكنم

 رفته اي،من مانده ام،در انتها ي عشق تو

رفته ام قربان عكست،چشم زير پايت ميكنم

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

بهار 

موضوع: چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 19:4

 

چگونه یک دختر را بخندونیم؟

قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.

با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید

تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم ...

 

 فرقی نمی کنه برکه ای کوچک باشی یا دریایی بی کران ذلال که باشی می توان آسمان را در تو دید

برای زيبا ديدن نيازی نيست تمام زيبايی ها يکجا جمع شوند.
دوست دارم پاهايم خارهای لب ساحل را هم تجربه کند،
دريای وحشی را ببيند،
با نسيم بازی کنم،
موجها را معنا کنم،
شبی را در بيابان صبح کنم با آتشی روشن و يک غزل از
ديوان حافظ.

موهايم را به باد بسپارم تا عشق بازی طبيعت را کامل کنم .
شبها ستاره ها را شمردن و به ماه خيره شدن.
زير باران رقصيدن و دعا کردن.
گرمای خورشيد را حس کردن و تن به خطر سپردن.
رد چشمه ای را گرفتن تا به دريا رسيدن .
در موج گم شدن آنقدر رفتن که هيچکس،حتی سايه ای از تو نيابد.

دوست دارم با طبيعت يکی شوم تا حقيقت را دريابم.

توراتا

       بیکرانها

               توراتا 

                    کهکشانها

                              توراتا

                                    اسمانها

 

         دوست دارم

 

عشق
 
 
 
عشق، سرطان دوست داشتن است.
 
عشق، عقد دائمي ما با غربت است.
 
عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم.

 
عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است.

 
عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 
عشق، آسانسور حيات بشر است. واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.

 
عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود.

 
عشق، شب نامزدي ما با جدايي است.

 
عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد.

 
عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد.

 
عشق، عزرائيل زيبايي است كه با  رسيدن، جسم ما رامي گيرد و قبض روح راامضا مي كند.

 
عشق، اولين آهي است كه در آيينه كشيده ايم.

 
عشق، اولين حقوق ما از باجه معرفت است.
 
عشق،خريد وفروش پاياپاي عاشق و معشوق است.

 
عشق، لك لكي است كه روي درخت خاطرات ما لانه كرده  دارد.

 
عشق، مقصد نيست، بلكه مركبي است براي رسيدن به مقصد.

 
عشق، تنها مهماني است كه بدون دعوت وارد ميشود،كافيست درخانه قلب را بازبگذاريد.

 
عشق، يك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاري.

 
عشق، بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد
 
عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند.

 
عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق برايش مطلوبتراز سلامتي است
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

(اگه دوست داشتی ادامه مطلب رو هم بخون)

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

عشق 

موضوع: چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 14:10

به تو که فکر می کنم
 
از همیشه بهترم
تقدیم به بهترینم
 
 تنها تو بدانی کافی است
 
 
 
 
   اگه حتی بین ما             فاصله یک نفسه          نفس منو بگیر
 
     برای یکی شدن             اگه مرگ من بسه         نفس منو بگیر
 
 
 
من حرف هایم را نخاهم گفت
 
تا تمام نبودن هایم ساده باشند
 
و تو در بتن من ( بت من ) خواهی شکفت
 
و تو در من خواهی رویید
 
من سراسر جنجالم
 
اما برای تو
 
نه
 
 
****
 
 
اگه  سبزم اگه جنگل
 
اگه ماهی اگه دریا
 
اگه اسمم همه جا هست
 
روی لب ها تو کتاب ها
 
اگه رودم رود گنگ ام 
 
مث بودا اگه پاک
 
اگه نوری به صلیب ام
 
اگه گنجی زیر خاک
 
واسه تو قد یه برگم    
 
پیش تو راضی به مرگم
 
اگه پاکم مث معبد
 
اگه عاشق مث هندو
 
مث بندر واسه قایق
 
واسه قایق مث پارو
 
اگه عکس چهل ستون ام
 
اگه شهری بی حصارم
 
واسه آرش تیر آخر
 
واسه جاده یه سوار
 
واسه تو قد یه برگم  
   
پیش تو راضی به مرگم
 
اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
 
توی تابستون دست های تو برفم
 
اگه حرفای قشنگ هر کتابم
 
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
 
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
 
اگه کوه ام پیش تو قد یه سوزن
 
اگه تن پوش بلند هر درخت ام
 
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن
 
 
اگه تلخی مث نفرین
 
اگه تندی مث رگبار
 
اگه زخمی زخم کهنه
 
بغض یک در رو به دیوار
 
اگه جام شوکرانی
 
تو عزیزی مث آب
 
اگه ترسی اگه وحشت
 
مث مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم     
 
پیش تو راضی به مرگم
 
 
یادتون هست که روزی سهراب

نشان خانه ی دوست را می گرفت؟

خانه ای خواهم ساخت.

همه از نور...

پر شده از یاد خدا...

آجر هایش رج به رج از محبّت.

و طاقش از صفا...

ایوانش از مهر

و طاقچه اش همه لطف...

طرح کاغذ دیواریش،

عشق و دوستی...

حیاطش

پر از صدای خدا...

و فرشتگان زمینی

میهمانان شب و روزش!

در ساختنش یاری ام کن.

نیاز مند دست یاری گر تو ام ای دوستی که داری منو
میخونی با توام اره با خودتم تعجب نکن.

و بعد نشانی اش را،

به سهراب بده!

تا دیگر

به دنبال خانه ی دوست نگردد.

من و تو اگر با هم باشیم

خانه ی دوست،

پر از خدا می شود...

سبز ِ سبز ِ سبز.


 
 
 
اینم چند تا از عکس های فیلم ۳۰۰
گفتم بیبهره نمونید دوستای گلم

                                                

 
 
اي كاش مي‌بودي و مي ديدي وقتيكه تو رفتي چقدر دلم گرفت . آخر با تو عاشق بودم و به عشق نزديكتر. با تو ميشد به پيشواز صنوبرها رفت و پرستوها را تا دريايي دور بدرقه كرد. وقتي تو رفتي دلم گرفت آخر با تو ميشد تا آنسوي ساحل دلها كوچيد و عشق را زيبا ترديد . وقتي كه تو بودي ،‌دلم چه آرامش غريبي مي يافت. درحريم نگاهت و آسمان چه حقير مي نمود درمصاف چشمانت . وقتي تو رفتي دلم شكست ،‌آخر مي توانستم دلتنگيهايم را به ضريح چشمانت بسپارم و تبسم ستاره ها را در برقي نگاهت ببينم . اينك


مرا درياب كه دل دريايي من بي تو مرداب است

سادگي مرا ببخش كه خويش را تو خوانده ام
براي برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگي مرا ببخش كه دلخوش از تو بوده ام
تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام
به من نخند و گريه كن چرا كه جز نياز تو
هرچه نياز بود و هست از درخانه رانده ام
اگر به كوتاهي خواب ،‌خواب مرا سايه شدي
به جرم آن داغ عطش برلب خود نشانده ام
گلوي فرياد مرا سكوت دعوت توبود
ولي من اين سكوت را به قصه ها رسانده ام
دوباره از صداقتم دامي براي من نساز
از ابتدا دست تو را دراين قمار خوانده ام
گناه از تو بود و من نيازمند بخششت
چرا كه من درابتدا تورا ز خود نراند ه ام
گناهكار هركه بود كيفر آن مال من است
به جرم آن داغ عطش برلب خود نشانده ام

:
اينك بي تو دلم درجستجوي كوچه اي است كه به باغ ياد تو بپيوندد.
بگو اي مسافر نازنينم:
براي ديدنت از كدامين كوچه بيايم ... ؟!
 

بوسه
Kissing can be a wonderful prelude to more intimate pleasures, or a joy unto itself. But only if you
 
 know what you are doing! Here are tried and true favorites, along with those voted the worst!
 

Kissing techniques vary greatly... so does the appreciation or dislike for these different techniques. After interviewing hundreds of men and women on the subject over a seven year period, I've come up with some general findings that I'd like to share with you.
Who is Kissable?
Men and women both thought the idea of kissing someone who was clean, had beautifully full and shapely lips, who was attractive, and who possessed a great smile and nice teeth was a "10" on the kissable scale. Guys also felt that if a woman seemed open and friendly, she was more likely to be the recipient of a romantically spontaneous kiss than a woman that seemed uptight.
Who Likes Kissing the Most?
It seems that even though men think kissing is okay, they looked at it more as a necessary evil to get to the good part. Women seemed to prefer long, lingering kisses that didn't necessarily have to lead to anything else. Reportedly, for a woman, pressure from their male partner to make it lead somewhere took away from the enjoyment of the moment.
What Types of Kisses are best and worst?
Kissing in public is cool, but not in front of Mom. Men loved to be kissed with their eyes open, so that you two lock eyes seems to drive them wild. Men and women both seem to like being kissed in places other than the lips with neck, ears and eyes ranking highly. We won't discuss other body parts, because this is a PG-13 rated Web site.
The fun came with the kisses that ranked the worst. I've never laughed as hard as I did while hearing awful kiss stories shared by dozens of interviewees! Please review your kissing techniques and make sure that you don't fall into any of these categories.
•The El Nino Kiss. Those who went though the winter storms here on the West Coast know what I'm talking about! This is a kiss with entirely too much water. You are drooled on, slobbered on and when the kiss is over, you feel the need for a towel and maybe a shower. If you have a salivary gland problem, or your partner just makes you drool with lust, try
 
SWALLOWING before you start KISSING.
 
با تشکر از پیمان جان (عشق)
نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

ازدواج 

موضوع: چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 14:9

سلام خوبيد امروز در مورد ازدواج صحبت مي كنم تو شهر ما يا شهر هاي كوچيك پسراي كم سن و سال كه نه كار دارن نه سربازي رفتن اينهمه گستاخن كه به خودشون جرات مي دن و مي رن خواستگاري تازه جالب اينكه جواب مثبت مي گيرن   تازه اين پسرا  از مال دنيا هيچي ندارن ، مي فهميد هيچي ؟؟؟ من مي خوام به اين پسرا بگم حداقل به فكر آزادي  خودتون نيستيد به فكر اون دختر باشيد كه به اميد خوشبختي بله گفته !!!  ادمهايي كه شايد به خاطر خريد يه هديه ساده  واسه همسرشون يا يه مسافرت ساده بايد دستشونو جلوي باباشون دراز كنن كه چي ؟؟بعضيا مي گن ما نصف ايمانمونو حفظ كرديم ؟؟ به نظر من اصلا ما كي ايمان داريم كه بخواهيم نصفش حفظ بشه ؟؟ راستي به نظر من يه پسر تا دستش به دهنه خودش نرسه حق نداره ازدواج كنه و وقتي يه كار و يه مقدار سرمايه و وضع خوبي پيدا كرد اون موقع هم نبايد ازدواج كنه اون موقع وقتيه كه بايد حال كنه عشق كنه و .... دخترم همينطور  البته دختر تا قبل از سر كار رفتن بايد هر جوري هست خودشو تو دل يه پسر جا كنه(ازدواج كنه ) چون اون اگه ازدواج نكنه سر بار خونواده ميشه و قبل از ازدواج چون تو خونه باباشه خيلي ازآزاديش محدوده و تحت فشاره  ولي وقتي رفت سر يه كار  به نظر من اصلا فكر ازدواجو از سرش بيرون كنه و مثله يه پسرمجرد  بره حال كنه   مجردي، هم واسه دختر هم واسه پسر حال مي ده و به نظر من ازدواج فقط يه محدوديت و اينكه ميگن با ازدواج نصف ايمان حفظ ميشه ... ؟ ازدواج يه مسئوليت سنگيني هست كه دختر و پسر با عروسي كردن واسه خودشون و حداقل 2 خونواده به وجود مي ارن ولي مجردي چي؟؟ خيلي مسئوليت داشته باشي در برابر خودت كه اونم ميشه نداشته باشي، مگه نه؟؟ تازه اون آزادي كه تو مجردي هم واسه پسر و هم واسه دختر هست به همه چيز مي ارزه حتي به ...

 

اینم از اخر و عاقبت ازدواج

 

 

شوخی کردم بابا به دل نگیرین

 

 

(نظر یادتون نرها)

دوستایه گلم یه وقت فکر نکنید من مخالف ازدواجمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                    

اصلا حالا که اینجور شد می خوام براتون از لحظات خوش ازدواج و اتفاقای که بعدش

می افته بگم:

مراحل ازدواج

1- مرحله عشق ورزي و ماه عسل: در اين مرحله زوجين سرخوش از شور و صميميت موجود در رابطه خود بسر ميبرند. همچنانكه آنها خود را معطوف كشف يكديگر و قسمت كردن لحظات زندگي با يكديگر ميكنند، تفاوتها و اختلافات نسبتا بي اهميت جلوه ميكنند. (و حتي ممكن است مهيج نيز باشند)در اين مرحله كشش جنسي معمولا نيرومند است. اغلب زوجين تصور ميكنند تمام مشكلات موجود در رابطه شان بطور طبيعي در طول زمان تنها توسط عنصر عشق به عنوان يك انگيزه مكفي به خودي خود حل خواهند گشت. برخي اوقات اين مرحله تا اوايل ازدواج تداوم مي يابد اما امكان دارد مرحله بعدي(واقعيت) حتي پيش از مراسم عروسي پا به عرصه وجود بگذارد و موجب دلسردي در زوجين گردد.

2- مرحله واقعيت: در اين مرحله زوجين با قرار گيري در موقعيتهايي كه بيشتر با آنها مواجه نگشته بودند، از خود و يكديگر به شناخت بيشتري دست مي يابند. برخي موقعيتهايي كه با آن روبرو ميگردند امكان دارد با تصورات و توقعات پيشين همخواني نداشته  و در تضاد باشد. درست پس از ازدواج موارد بسيار زيادي براي ناسازگاري و مخالفت بر خلاف دوران دوستي، نامزدي و يا زندگي مشترك پديدار ميگردد. احساساتي همچون ياس، تنهايي و ديگر واكنشها پس از پايان پذيرفتن دوران خوش اوايل ازدواج  كاملا طبيعي ميباشد.

به سبب طبيعت چالش انگيز اين مرحله، 2 سال نخست زندگي زناشويي از بالاترين ريسك روابط نامشروع و طلاق برخوردار ميباشد. بسياري از زوجين اين دوره گذار طبيعي را با ناسازگاري و عدم تفاهم سوء تعبير كرده و غالبا نگران آنند كه در گزينش خود مرتكب اشتباه گشته اند. و همچنين از در ميان گذاردن اين واكنشها با همسر خود شرمسار و نگران ميباشند، به خصوص زماني كه از طبيعي و هنجار بودن اين واكنشها آگاه نباشند.

در اين مرحله روابط جنسي به يك نوع فعاليت روزمره بدل ميگردد. برخي افراد احساس ميكنند كه آن"شور" و "بارقه" از رابطه شان رخت بر بسته است. اين يكي ديگر از فاكتورهايي ميباشد كه زوجين نسبت به آن دچار سوء تعبير ميگردند. زوجيني كه فعالانه سعي در حفظ صميميت و عشق در رابطه خود نداشته باشند ديري نميپايد كه احساس بيگانگي و از هم گسيختگي خواهند كرد.

3- مرحله سازگاري: در اين مرحله زوجين ميكوشند تا رابطه خود را با آگاهي يافتن از نيازهاي خويش و كنار آمدن با تفاوتها و زمينه هاي ناسازگاري، اين بار  بر پايه حقايق و منطق بنا نهند.

4- مرحله تحول و موفقيت: در اين مرحله زوجين از مزاياي ازدواج كه سبب برآورده ساختن نيازها و فراهم آوردن يك تكيه گاه و پشتيبان دو جانبه گشته شادمان و بر خوردار ميگردند. همچنانكه زوج  تجارب پر فراز و نشيب زندگي را با يكديگر قسمت ميكنند، اين خود منجر به يك صميميت عميق تر در بين آن دو خواهد گشت

 

چگونه مردي با شيوه زندگي ملال آور، ميتواند همسرش را به سمت خود جذب کند؟

تنها کاري که مي توانيد انجام دهيد که هم به نفع خودتان است و هم به عنوان راهي براي جلب توجه خانمها به شمار مي رود، اين است که سعي کنيد فرد جذابي باشيد.

يکي از آسانترين شيوه هايي که مي توانيد از آن بهره ببريد، اين است که "اهل عمل" باشيد. به اين معنا که از هر موقعيتي که بر سر راه شما قرار گرفت به بهترين نحو استفاده کنيد.

اگر بر سر دوراهي گير کرديد، هر دو راه را امتحان کنيد. اگر در مورد مسافرت رفتن دودل هستيد، خوب، سفر کردن گزينه بهتري است. مي خواهيد براي صرف غذا به يک رستوران جديد برويد و يا در همان مکان هميشگي غذا ميل کنيد، خوب ما به شما ميگوييم که يک چيز جديد را امتحان کنيد.

 


 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی **** دل بی تو بجان آمد وقتست که باز آیی
دائم گل این بستان شاداب نمی ماند **** دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند **** اینست حریف ای دل تا باد پنمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد **** کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی
یارب بکه شاید گفت این نکته که در عالم **** رخساره بکس ننمود آن شاهد هر جایی
ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست **** شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی **** وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم **** لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست **** کفرست در این مذهب خود بینی و خود رایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده **** تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد *** شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

یا ابا صالح المهدی مدد

 

 

اینو واسه اون دسته از دوستام مینویسم که با دوستاشون مشکل پیدا کردنو می خوان اشتی کنن :

ده روش برای معذرت خواهی

وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.

1

انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید

در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

2

 آنتراک دهید

در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

3

گذشته را یاد آوری نکنید

به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

4

به او بگویید که دشمن اش نیستید

اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

5

 محیط دور برتان را درست کنید

محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

6

مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید

یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

7

 جمله ای دلپذیر به او بگویید

گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

8

 بگویید که دوستش دارید.

هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.

9

 برای عصر برنامه ریزی کنید

بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزادتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

10

 ببخشید و فراموش کنید

عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.


نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

اخرین یار 

موضوع: چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 14:8

اگه از عشق میشه قصه نوشت  میشه از عشق تو گفت() 

تو اخرین یار منی امید دیدار منی

گر چه همش مسافری اما توی شبای من

تک ناجی خیال من همسفر قلب منی

تو اخرین بهانه ای امید زنده بودنی

لحظه به لحظه با منی مثل نفس کشیدنی

بهار سبز و خرمی مثل جونی مثل تنی

تو آخرین قبله دل نیاز احساس منی

بهونه تو را دارم تو آخرین یار منی

..............................................................

 بدينسان بود که ديگر اشکی نريختيم
و آنچه از آسمان باريد
" باران " نام نهاديم

و بدينسان
بی عشق
خود را " انسان" می ناميم

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

قرار 

موضوع: سه شنبه 28 فروردین1386 14:6

قرارمون یادت نره..............

قرارمون رو بال شب.....اون ور پل بی عبور.......................کنار رودی که می ره تا شهر نور............تو کوچه پس کوچه ها گلا یه ها تو جا بزار........................واسه جشن گریه هام شونه هاتو همرات بیار..................................تو کوله بارت کمی نوازش بزار.....یه شال بافته از عشق بنداز رو دوش..........زیر بارون انتظار عمری نشسته ام بی قرار...............توو راه اگه دیدی ابره تیره رو.بگو نبار....به شهر خورشید که رسیدی آفتابو واسم بدزدو بیار.........به ابره تیره بگو نبار.............................................

به ابر تیره بگو نبار.......بیا تا دستامونو مثل قلبامون به هم پیوند بزنیم.......بیا تا با هم بریم یه جای دور..یه جای قشنگ ....مثل تو آسمونا....اونوقت همه چی داریم...و من و تو...... قلب من و تو می شه: :::.............................خوشبخت ترین قلبهااااااا

..................................................


واسه یه دل یه دلدر بسه  اگه ۲ تا بشه یکیش هوسه

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

رسوایی 

موضوع: سه شنبه 28 فروردین1386 14:5

تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه بردۀ حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم.

 

چشم تو از كهكشان راه شيري هم سرست
پيش چشمان تو ياس و ناز و مريم پر پر است
من نمي دانم چه رازي بين عشق و اسم توست
 اسم تو از هر چه زيباتر ديده ام زيباتر است

 

يك عمر تو را به هر كجايي بردم
 هر لحظه گذشت بي تو من نشمردم
 حالا تو بمان و قصه ات راحت باش
 از بس نرسيدم به تو آخر مردم
  

   تو را در درون چشمهایم می گذارم

                                                                       پلکهایم را می بندم !

                   تمام شب . . .

                                              رویای تو . . .

                                                                       خوابم را کوتاه می کند . . .       

                       و صبح . . .

                                               صبح گونه های زیبای تو خیس است ...

آری این  آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من دگر به پایان نمی اندیشم

که همین دوست داشتن برایم زیــبـــــــــاســــــــــــــــت !!!فروغ فرخزاد  !!!

دریا بدون آسمان رنگی ندارد...

پس من دریا و تو آسمان ....!!!

می پرسند که چرا دوستت دارم؟

سوال بیخودی است!!!

باید میپرسیدند که چرا نفس میکشم؟

 

 

 

آخر اگر پرستش او شد گناه من

عذر گناه من همه چشمان مست اوست

تنها نه عشق و زند گی و آرزوی من

او هستی من است که آینده د ست اوست !!!

گوش هايت صداي مرا نمي شنيدند

 

من فرياد مي زدم

 

اين من بودم

 

سکوت را فرياد زدم

 

تو نمي شنيدي

 

چون صدايم عاشقانه بود

 

ديگر هيچ نمي گويم

 

در سکوت من بمير

 

 

کاش آن روز که تقديم تو شد همه ي هستي من 
 


مي سپردم که مواظب باشي جنس اين جام بلور است

 

 لبريز از عشق و غرور گر بازيچه شود        

 

 مي شکند... مي شکند...مي شکند... مي شکند 

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

غروب دوستی 

موضوع: سه شنبه 28 فروردین1386 13:59

شاید باور نکردی آن زمان که گفتم می روم برای ابد رفتم.....هیج گاه جدی نگرفتی که صبح گاهی خواهد آمد که خواهم رفت....آخرین وداعم را دیدی اما باز سکوت کردی.....تنها گفتی کاش امشب بمیرم.....و من در گرداب خاطراتم به تو فهماندم که سخنت پوچ است.....مرگ تو با رفتن من فرا نمی رسد و این چه زیباست!
 
و اکنون دیر زمانی است که من رفته ام....گویا هرگز نیامده بودم.....باز چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر
سلامی نیست.....

قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست....آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست......
 تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نامحرم این لحظه های ناآشنا 
وفروریختن اشک را بر گونه هایم ببیند 
همیشه بالش سکوت را
زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم 
تا کسی صدایم را نشنود
اما تو 
تو که از گریه های پنهانی من باخبری
چه کنم 
گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو را در غربت لحظه هایم پر می کند
                                           باور کن!!!!
 
پ ن:اصلا تلخ نیست،اصلا......
       مگه  قهوه چشه؟
 
 

بر سر هر قبری صلیبی میگذارند

تا نشانگر آن قبر باشد من هم

بر گردنت صلیبی می آویزم تا همه

بدانند گورستان عشق من قلب توست

 

 

کوچه هایی که میان ما بود از فردا نگفت
از رویای زیبای دنیا نگفت
از سبزی دستهای پر محبتت هیچ نگفت
کوچه ای ساکت بود بی خروش، بی عشق بود
نمیدانم چرا؟
کوچه ای که میان ما بود،زیبا نبود

 

.

 

ای از عشق پاک من همیشه مست


من تو را آسان نیاوردم به دست


بارها، کودک احساس من


زیر باران های اشک من نشست


من تو را آسان نیاوردم به دست


 
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود


راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود


با غروری هم قد و بالای بام آسمان


بارها در خود شکستن کار آسانی نبود

 

 


بارها، دل به جرم عاشقی


زیر سنگینی بار غم شکست


من تو را آسان نیاوردم به دست
 
در به دست آوردنت


بردباری ها شده


بی قراری ها شده


شب زنده داریها شده


در به دست آوردنت


پایداری ها شده


با ظلم و جور روزگار


سازگاری ها شده


ای از عشق پاک من همیشه مست


من تو را آسان نیاوردم به دست


 

نمیدونم تا حالا شده شرایطی پیش اومده باشه که باید موضوعی رو با کسی یا کسانی در میون بذاری و هی با خودت کلنجار بری که بگم یا نگم و از طرفی ندونی که طرفت موضوع تو رو میفهمه یا نه و اصلا چجوری باید باهاش حرف بزنی ؟
شرایط سختیه و آدم بقول شطرنج بازها یه جورایی آچمز میشه. حکایت وبلاگ نوشتن هم مثل همین شرایط هست. چون بالاخره نوشته هاتو میخونن . ولی وقتی خوب فکر میکنم میبینم باید هر چی تو مغزت و دلت میگذره رو بریزی بیرون و این یه شهامت میخواد و یا یک حالتی که احساس صمیمیت کنی با کسانی که طرف صحبتت هستند :


من در حجاب عشقم و او در نقاب شرم
ای وای اگر قدم ننهد در میان
شراب

نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

انتظار 

موضوع: سه شنبه 28 فروردین1386 13:56

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""

لالا لالا همــه در خـواب نـازن


دیگــه چیـزی نـدارن تا ببــازن


بخواب آروم ،نه اینکه وقت خوابه


بخواب ای گـل کــه بیـداری عذابه

نـترس از دست بی قانـون فردا


بخواب جونم که قانون داره دنیا


بخواب آروم گل گلــدون خونه


که بیرون تا بخـوای نـامهربونه


لالا لالا که قلبــــم زیـرو رو شــــد


که دست عاشقم پیش تو رو شد


کـه بازم این دلـــم دیوونگـــی کــرد


که این دیوونه با عشق زندگی کرد

بخواب ای گل الهی در نمونی


نگیـــره بغضت از نـامهــربونی


بخواب جونم که درهارو ببنـدم


نخوای از من که با گریه بخندم

                                                        

    دل من اونقده پارست مندنش مرگ دوبارست
 
            (و این بود دست نوشته های مرد تنهای شب)
 
آرزومند آرزوهای بزرگتان
برام دعا کنید
 
نوشته شده توسط علی بلا | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
سلام سلام . همگي سلام . اي زندگي سلام. اي عزيزاي دلم يه روزي كامپيوترتون از برنامه هاي من پر ميشه باز . اي عزيزاي دلم يه روزي قفل همه برنامه ها باز ميشه باز . اي عزيزاي دلم دوباره غصه ها از دلامون رونده ميشن. اي عزيزاي دلم يه روزي غزلاي مهربون خونده ميشن. تو عزبز مرحم عشق و رو زخم دل ديوونه بزار . تو عزيز باز توي ايميلمون از خودت يادگاري بزار . هر جا كه يه برنامه توپ ديدي باز . باز به ياد وبلاگم . اسمشو علی بزار . اينم اوناي كه آهنگ قديمي گوش ميدن حال ميكنن. به ياد هايده بود.
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati